حسين مروج
560
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
واجب توصّلى - واجبى را گويند كه خود مطلوب بالذات نيست ولى وسيله است براى رسيدن به واجب بالذات . موارد استعمال : اخذ اجرت براى واجب توصلى جايز است . فرهنگ معارف اسلامى واجب عقلى - واجبى را گويند كه وجوب آن مستقلا به واسطهء عقل معلوم مىشود و نيازى به دستور شرع نيست . جواهر الكلام موارد استعمال : شكر منعم ، قضاى دين ، ردّ وديعه ، دفع ضرر از نفس ، ظلم كردن ، دروغ نگفتن واجب عقلى است . فرهنگ معارف اسلامى به نقل از معتقد الامامية واجب مخيّر - هرگاه مورد تكليف متعدد باشد و قانونگذار يكى از آنها را با اختيار مكلف بخواهد آنرا واجب مخيّر مىنامند . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : در واجب مخير بودن كفارهء صيد اختلاف وجود دارد . شرح لمعه ، كتاب كفاره واجب منجّز - واجبى است كه با شرط ديگرى ( علاوه از شرايط عامه تكليف مانند بلوغ و عقل ) مشروط نباشد . فرهنگ معارف اسلامى موارد استعمال : نماز پس از دخول وقت واجب منجّز است . اصول فقه مظفر ، ج 1 واجب نقلى - واجبى را گويند كه وجوب آن به وسيلهء شرع معين گردد . جواهر الكلام موارد استعمال : الامر بالمعروف بالاجماع واجب نقلى است . شرح لمعه ، كتاب جهاد وادى محسّر - آخرين حدّ منى به طرف عرفه است . موارد استعمال : شب نهم ذى الحجه تا طلوع فجر مبيت مستحب است و نبايد از وادى محسر بگذرد . شرح لمعه ، كتاب حج وارث القصاص - كسى است كه حق دارد به عنوان وارث از قاتل قصاص كند . موارد استعمال : وارث مال ( به استثناى زوجين ) وارث القصاص مىباشند . شرح لمعه ، كتاب قصاص وارث ذوسببين - وارثى را گويند كه با دو سبب از ميت ارث مىبرد . موارد استعمال : زوجه ضامن جريره زوج وارث ذو سببين است . شرح لمعه ، كتاب ارث وارث ذو نسبين - وارثى را گويند كه با ميت دو رابطهء نسبى دارد . موارد استعمال : وارث ذو نسبين دو سهم الارث مىبرد ، مانند كسى كه نسبت به ميت هم دايى و هم عمو محسوب نمىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث وارث سببى - وارث به علت ازدواج ، ولاء عتق ، ضامن جريره ، ولاء امامت را گويند . موارد استعمال : وارث سببى غير زوجه و زوج با وارث نسبى جمع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث وارث نسبى - كسى را گويند كه با رابطهء نسب از ميت ارث مىبرد . موارد استعمال : ورّاث نسبى سه دستهاند : « اولاد ، آباء ، اخوه » . شرح لمعه ، كتاب ارث واضع الحجر - كسى را گويند كه سنگى بياورد در ملك خود يا در ملك ديگر يا در راه عمومى بگذارد و برود . موارد استعمال : اگر كسى پايش به سنگ